X
تبلیغات
رایتل
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390
توسط: مهشید

عشق خطا نمی رود

به نام خالق عشق

عشق زندگی است. عشق هرگز خطا نمی‌رود و زندگی تا زمانی که عشق هست به خطا نمی‌رود.

در بنیان تمامی مخلوقات، عشق همچون عطیه برتر حاضر است.

زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان می‌رسد عشق می‌ماند.

اگر به زبان‌های مردم و فرشتگان سخن گویم و عشق

نداشته باشم مثل نحاس صدا دهنده و سنج فغان کننده شده‌ام. و اگر نبوت نداشته باشم و جمیع اسرار و همه علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم به حدی که کوهها را نقل کنم و عشق نداشته باشم هیچ هستم. و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و عشق نداشته باشم هیچ سود نمی‌برم.

عشق حلیم و مهربان است. عشق حسد نمی‌برد. عشق کبر و غرور ندارد. اطوار نا پسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی‌شود. خشم نمی‌گیرد و سوء ظن ندارد. از ناراستی خوشوقت نمی‌گردد. ولی با راستی شادی می‌کند. در همه چیز صبر می‌کند و همه را باور می‌نماید. در همه حال امیدوار و هر چیز را متحمل می‌باشد.

 عشق هرگز ساقط نمی‌شود و اما اگر نبوت‌ها باشد نیست خواهد شد و اگر زبان ها، انتها خواهد پذیرفت و اگر علم، زایل خواهد گردید. زیرا جزیی علمی داریم و جزیی نبوت می‌نماییم. لکن هنگامی که کامل آید، جزیی نیست خواهد گردید. زمانی که طفل بودم چون طفل حرف می‌زدم و چون طفل فکر می‌کردم و مانند طفل تعقل می‌نمودم. اما چون مرد شدم کارهای طفلانه را ترک کردم. زیرا که الحال در آینه به طور معما می‌بینیم لکن آن وقت روبرو. الان جزیی معرفتی دارم لکن آن وقت خواهم شناخت چنان که نیز شناخته شده ام.

والحال این سه چیز باقیست یعنی ایمان و امید و عشق. اما بزرگ تر از اینها عشق است.

باب سیزدهم از رساله اول پولس رسول به قرنتیان

پولس قدیس معروف به یهودی طرسوس یکی از بزرگترین رسولان، مبلغان و متالهان مسیحی است. نام یهودی‌اش شائول بود و نام رومی اش پولس. در کتاب عهد جدید، چهارده رساله به پولس نسبت داده شده که چهار رساله آن به اذعان علمای مسیحی، توسط خود پولس نوشته شده و از نخستین متون مسیحیت به شمار می‌رود. رساله به قرنتیان، رساله به غلاطی‌ها و رساله به رومیان.

در این میان رساله اول پولس به قرنتیان، به دلیل شکوه و زیبایی نثر و تنوع و اهمیت مضمون آن، ارزشمندترین نوشته او به شمار می‌رود. در این رساله پولس الاهیات، اخلاقیات، احکام، مکتومات و عرفان مسیحی را به تفکیک مورد بحث قرار می‌دهد و بارها و بارها چه در متون مذهبی و چه در متون ادبی به آن ارجاع شده است.