X
تبلیغات
رایتل
جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390
توسط: مهشید

· دررویایی با شکوه خدا را ملاقات کردم

درمیان مردمی که درکلیسای دوران  کودکی ونوجوانیم بودند ،بسیار نشست وبرخواست کردم.....

بارها ترانه های پرسش خداوند را  خواندم  وحقایق محض  را شنیدم ...

برچهره جوانان وکهنسالان وبسیاری نظر افکندم ،

بارهابه داستان خلقت انسان  ،زیباترین داستان بشریت ،گوش قراردادم....

ودر کمال سرخوشی به خانه بازگشتم ورکنار دوستان اوقات خوشی داشتم .

اما روز عشای ربانی  که باز هم به کلیسارفته بودم ،

هنگامیکه دعای روز را به پایان بردم ،اتفاق عجیبی افتاد.

دیگر چهره افراد را دکنار خود نمی دیدم ،

وپروردگار درمقابلم ایستاده بود.